خواست که او را از آن حال بیرون آورد پس گفت:
"ای سلطان!نام پدرت چه بود؟"
سلطان با عصبانیت پاسخ داد:
"مردک!تو با آن سگ چه کار داری؟"
طلخک گفت:"نام پدرت معلوم شد.حالا بگو نام پدر بزرگت چه بود؟"
خواست که او را از آن حال بیرون آورد پس گفت:
"ای سلطان!نام پدرت چه بود؟"
سلطان با عصبانیت پاسخ داد:
"مردک!تو با آن سگ چه کار داری؟"
طلخک گفت:"نام پدرت معلوم شد.حالا بگو نام پدر بزرگت چه بود؟"
*مدرسه هنر هاي زيباي پاريس حاضر نشد(سزان) را به عنوان شاگرد بپذيرد.وي بعدا يكي از برجسته ترين نقاشان امپرسيونيست فرانسه شد.
*(پيكاسو)در اوايل كار خود را با سوزاندن بعضي ازطراحي هايش گرم ميكرد.
*تابلوي قايق كار(هانري ماتيس) به مدت چهل سال و هفت روز در موزه هنر هاي معاصر نيويورك آويخته بود تا شخصي متوجه شد كه آن را وارونه آويزان كرده اند.پيش از آنكه اين اشتباه كشف شود ۱۱۶۰۰۰نفر آن را تماشا كرده بودند.
اصفهاني حاضر بود گفت:شما بسكه دروغ مي خوانيد جد شما ميخواسته تف به ريش شما بيندازد به دهان شما افتاده است!!
و گفت:پیپ من گم شده است و همین تلفن رهبرکافی بود تا رییس پلیس به وظایف
قانونی خود عمل کند.استالین بعد از نیم ساعت نگاهی به این طرف و آن طرف میز کار
خود کرد و اتفاقا پیپ خود را در همانجا دید.تلفن رییس پلیس را گرفت و گفت پیپ من
پیدا شد.
ولی رییس پلیس پاسخ داد:قربان تا بحال بیست و پنج نفر اقرار به دزدیدن پیپ شما کرده اند.
مادر گفت این اقا چه طبیب فهمیده ای بود که به این فوریت مرض مرا تشخیص داد!!
شخصی او را گفت:تو که تیر نداری کمان بی تیر چه فایده دارد؟
گفت:لابد از طرف مقابل تیری خواهد رسید.ان را فوری به کمان خواهم گذاشت.
گفت:بلکه تیری از دشمن نرسد؟
گفت:آن وقت جنگی نخواهد بود که محتاج به تیر شوم.!